مهندس عزت الله تقوائیان دبیر کل مجمع دانش آموختگان ایران اسلامی



باید کسی به ما یادآوری کند که ...

طولانی بودن زمان انتخابات تا شروع به کار دو کابینه‌ی مهم (کابینه‌ی دولت و کابینه‌ی شهرداری) باعث تشدید نظرات اختلافی در چینش‌ها می‌شود که امیدواریم رفع آن، یکی از اقدامات مهم مجلس فعلی باشد.

شیطنتِ بازندگان و بالا رفتن توقعات برندگان باعث می‌شود تا رسیدن به توافق و رضایت از انتخاب‌های نهایی، به حداقل برسد. اینجا وظیفه‌ی روشن‌اندیشان است که بعض موارد مهم را دوباره یادآور شوند.

بارها می‌شنویم که باید روحانی یادش باشد که آرای 24 میلیونی ...

حالا چه کسی باید به همان 24 میلیون (و آنها که رأی ندادند) یادآوری کند که قبل از انتخابات، سطح توقعات کجا بود و الان کجا رفته؟ سال 91 را یادمان بیاورد که در عرصه‌ی سیاست (خصوصا بین‌الملل) در چه چاهی بودیم، اقتصادمان چقدر لنگ بود و تورم و تحریم چه بر سر ما آورده بود که قیمت اجناس معمولی (مثل بورس) لحظه‌ای تعیین می‌شد.

آن روز فقط آرزوی آرامشی مختصر در سایه‌ی تهدیدها و مهار تورم لجام گسیخته را داشتیم. به لطف خدا و صبوری و همت اکثریت مردم، به بهتر از آن هم رسیدیم و خدا را بر آن شاکر بوده و هستیم.

اواخر سال گذشته و اوایل امسال را هم فراموش نکردیم. خطر بازگشت آن دوران سیاه تصمیمات خلق‌الساعه و رفتن دوباره به ته چاه را، با تمام سلول‌هایمان احساس کردیم. همان‌ها که آن دوران را رقم زدند، با عِدّه و عُدّه‌ی جدید و بلندگوهای پرسروصداتر آمده بودند که دوباره این قطار تعمیری (پیشرفت) را به ریل دلخواه خودشان بکشانند.

یادمان نرود که چه می‌خواستیم. می‌خواستیم سرداران این تعمیر و نگهداری یعنی امثال زنگنه، ظریف و قاضی‌زاده هاشمی باقی بمانند؛ می‌خواستیم همان مناسبات بر ساختار ارتباطات و اینترنت، حقوق شهروندی، سلامت، اقتصاد و فرهنگ ما باقی بماند. مگر همین نشد؟ پس چرا اجازه بدهیم که شیطنت‌ها، کام ما را از این پیروزی و ماندگاری بر ریل پیشرفت، تلخ کند؟

خوشبختانه در این سالها آنقدر هوشمند و منطقی شده‌ایم که می‌دانیم در تمامی پُست‌ها، نمی‌توانیم به ایده‌آل‌ها برسیم و دشواری‌های میدان سیاست و حاکمیت را بخوبی درک می‌کنیم. حتی در دولت اصلاحات هم همه چیز مطلوب نبود.

یادمان نرود که می‌خواستیم عقلانیت را در تمامی جناح‌ها تکثیر و تقویت کنیم، پس چرا دوباره راه انحصارطلبی را بر اعتدال ترجیح دهیم؟ ما می‌خواهیم مملکت را با همراهی تمامی عقلای جناح‌ها به پیش ببریم. امروز کدام اصلاح‌طلب، عملکردی برتر از علی مطهری اصولگرا برای پیشبرد همان اهداف عالیه داشته است؟ یا از همراهی علی لاریجانی اصولگرا چه ضرری کردیم؟

کم نبوده عملکرد سست یا نامطلوب بعض اصلاح‌طلبان که چه مصائبی در این راه بر ما عارض کرد. پس اصلاح‌طلبی، اصولگرایی یا اعتدال برای ما فقط یک «نام» نیست، بلکه یک «راه» است. یک روش است برای رسیدن به همان مقاصد عالیه که نیک می‌دانیم در این عرصه‌ی پرسنگلاخ، کار آسانی نیست.

نه روحانی یادش می‌رود که خواسته‌های ما چه بود و نه ما باید یادمان برود که کف انتظاراتمان چه بود، بگذاریم این دولت و این شهرداری‌ها در فضای همراهی و همدلی به پیش بروند. به قول فوتبالی‌ها، در تمامی پست‌ها که نمی‌توانیم رونالدو یا مسی داشته باشیم، ممکن است چند تا بازیکن نه چندان قوی‌تر هم به ما تحمیل کنند، آنچه که مهم است کار تیمی است و بردن و صعود کردن.

آقای دکتر حسن روحانی عزیز (که بسیار هم شجاع‌تر و آگاه‌تر شده‌اید)؛ ما هم در این سالها، صبورتر و داناتر شده‌ایم و اثرات مخرب کم‌صبری یا انحصارطلبی را با تمامی سلول‌هایمان درک می‌کنیم. بر همان عهدی که با شما بستیم، استواریم. دشواری‌های شما را درک می‌کنیم و باز هم «اعتماد»مان را به انتخاب‌هایتان (قبل از رأی اعتماد مجلس) اعلام می‌کنیم. پشت‌تان را خالی نخواهیم کرد.

آنچه که برای ما مهم است، نه نام‌ها و نشان‌ها، بلکه روش‌هاست. ما روش «اصلاح‌طلبی» را بر مدار «اعتدال» انتخاب کردیم. این را با هر کسی که طی کنید، ما را هم در کنار خودتان بدانید. انشاءالله